بسم ربّ الشهداء
جریان شناسی مسجد ضرار از صدر تاکنون:
مهمترین چالش حکومت نوپای اسلامی پیامبر اعظم (صل الله علیه و آله و سلم ) ریشه دواندن جریان نفاق ِ آشکار و پنهان در بین مسلمانان بود که با مرور تاریخ پر فراز و نشیب اسلام خواهیم یافت که ضربه های کاری و اساسی را همین جریان نفاق به خصوص جریان نفاق پنهان بر پیکرهء اسلام وارد ساخته اند.
جریان مسجد ضرار از آن دست ماجراهایی است که جریان نفاق ِ آشکار مدینه در اواخر عمر مبارک پیامبر گرامی به وجود آوردند و از آنجا که رهبر معظم انقلاب اسلامی به حق فتنه های اخیر را با آن ماجرا مطابق دانسته اند گذری اجمالی و عبرت انگیز بر آن فرازِ درس آموز تاریخ صدر اسلام را ضروری دانسته تا که بهتر بتوانیم این اشارهء پیام دار رهبر معظممان را درک کرده و مصادیق این جریان را بشناسیم .
پس از اینکه اوس و خزرج با نبی مکرممان پیمان بستند و مقدمات آن مهاجرت سرنوشت ساز فراهم شد
« عبد الله ابی » با مخالفت با این امر به مشرکان مکهّ اطمینان داد که هرگز پیامبر در یثرب (مدینه ) جایگاهی نخواهد داشت.
علت عمدهء مخالفت « ابن ابی » با ورود پیامبر و شکل گیری حکومت اسلامی را باید در وقایع پیش از آن جست.
ریاست طلبی مهمترین عامل:
« عبد الله بن ابی » و « ابو عامر » که از سران نفاق ِ آشکار مدینه بودند سال ها با زمینه سازی برای ریاست خویش بر یثرب ، حال با مانعی بزرگ مواجه شده بودند .عبدالله با تلاشی فراوان ، سران اوس و خزرج که سال ها با هم اختلاف داشتند را مجاب کرده بود تا با فرمانروایی او بر یثرب به اختلافات خود پایان دهند و حتی برای وی مقدمات تاج گذاری نیز تدارک دیده شده بود .
ابو عامر نیز که با مسیحیان نجران مراوده داشت و یکی از راهبان نجران شده بود خود را هماهنگ با ابن ابی می خواست به عنوان رهبر معنوی یثرب معرفی کند ولی ناگهان ظهور اسلام در مدینه تمام آرزوهای ایشان را نقش بر آب کرد.
بنابراین از سر حسادت و رقابت با ولی امر زمان به این ورطهء هلاکت افتادند .
ابو عامر به دلیل سازماندهی نافرمانی های منافقان اوس و خزرج بر ضد تصمیمات پیامبر اعظم ، به امر پیامبر دستور بازداشتش صادر شد. وی ابتدا به مکه و سپس به طائف و پس از سقوط طائف به شام گریخت ولی از همان جا با ارتباط بر قرار کردن با منافقان خانگی مدینه به سرکردگی عبدالله بن ابی جریان نفاق و شبکهء جاسوسی آنان را هدایت می کرد.
عبدالله بن ابی با توجه به وجاهتش در بین اوس و خزرج و پنهان کاری هایش توانسته بود با و جود کارشکنی هایش در کشور اسلامی از آزادی برخوردار باشد. بنابر این با فتنه گری هایی دائما ً در نظام اسلامی اخلال ایجاد می کرد.که مشهور ترین آن فتنه ها عبارتند از :
1 ـ مشورت غلط دادن در جنگ احد : وی اصرار داشت سپاه اسلام در کوی و برزن مدینه به مقابله با لشگر متجاوز مشرکان مکه بپردازد که این آسیب پذیری و شکست حتمی مسلمانان را نتیجه می داد.
2 ـ به دنبال پذیرفته نشدن « راهکارهایش برای برون رفت از بحران » برای تضعیف روحیهء مسلمانان وشکست آنان با حدود سیصد تن از یارانش به عنوان اعتراض به اینکه چرا پیامبر رأی جوانان را بر رأی بزرگان و نخبگان ترجیح داده است ، شرکت در جنگ احد را تحریم و به اصطلاح « قهر سیاسی » کرد.
3 ـ بر علیه خاندان پیامبر و نزدیکان ایشان شایعه و تهمت رواج می داد که مورد لعن قرآن قرار گرفت.
4 ـ در درگیری شخصی دو تن از مهاجرین و انصار در غزوهء بنی المصطلق در صدد بود آنرا به « بحرانی غیر قابل حل » تبدیل کند و با شعله ور کردن آتشفشانهای پنهان ِ عصبیت های جاهلیت مسلمانان ، جنگ داخلی را بنیانگذاری کند و اهل مدینه را بر ضد مهاجران بشوراند. و دشمنان خارجی را به اهداف خود نزدیک کند.
با این دست اقدامات عبدالله که آیاتی از قرآن نیز وی را رسوا ساخته بود رفته رفته از محبوبیت وی کاسته شد تا جایی که اکثر مردم مدینه با او حتّی هم صحبت نیز نمی شدند .
اهداف بانیان مسجد ضرار:
از پس پیروزی های متعدد نظام اسلامی و فتح مکه ، ابوعامر و عبد الله بن ابی کار را بر خود سخت دیدند بنابر این چاره ای ندیدند جز اینکه اسلام را بر علیه اسلام به کار گیرند . در سال نهم هجری هنگامه ای که پیامبر اعظم (صل الله علیه وآله) در تدارک اعزام سپاه اسلام به جنگ حساس « تبوک » بر علیه روم بود ابوعامر ـ که شاید گمان می کرد جنگ تبوک بر مسلمانان ضربه ای خواهد بود ـ در پیامی از منافقان داخلی خواست که در قبا مسجدی را برای پوشش دادن به فعالیت های براندازانهء خویش بنا کنند. عده ای از منافقان پیش از حرکت پیامبر به تبوک خدمت ایشان رسیدند و به بهانهء دوری مسجد و سختی شرکت سالخوردگان و بیماران در مسجد پیامبر از ایشان اجازهء ساخت مسجدی را گرفتند پیامبر پاسخی ندادند ولی ایشان آن مسجد را بنا کردند و پس از بازگشت پیروزمندانهء سپاه اسلام از آن غزوه ، خدمت رسول الله رسیدند تا با خواندن دو رکعت نماز در آن مسجد به عنوان تبرک بر این اقدام موازی سازی خویش مشروعیت بدهند.
با نزول آیاتی ، پیامبر اعظم (صل الله علیه وآله و سلم) نه تنها زیر بار خدعهء آنان نرفت بلکه آن مسجد ضرار را با خاک یکسان و حتی ستون های آنرا سوزاند و خاکستر کرد وآنجا را مدّت ها زباله دان نمود. همین امر نیز ضربهء سهمگینی بر پیکرهء نفاق آشکار مدینه نشاند و پس از مدّت کوتاهی عبد الله بن ابی از شدت بغضش به درک واصل شد.
منافقان شکست خورده با این آخرین حربه می خواستند با بکار گیری اسلام بر علیه اسلام این اهداف را دنبال کنند:
1 ـ با به کارگیری شعارهای اصیل نظام اسلامی ، خط موازی را برای انحراف افکار عمومی از خط مستقیم ولایت جهت دهند و خود را از مرگ سیاسی برهانند.
2 ـ با اجازه از شخص پیامبر اعظم (صل الله علیه وآله ) خود را منتسب به بنیانگذار نظام اسلامی بدانند و مشروعیت به خود ببخشند.
3 ـدر پوشش سازوکارهای قانونی و عادی جلوه دادن فعالیّت هایشان زمینهء براندازی نرم را فراهم آورند.
با نظر بر وقایع قبل و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری و با مرور سیر حرکت آتش بیاران معرکهء اخیر در براندازی نرم نظام اسلامیمان و با تطبیق اهدافی که بنیانگذاران مسجد ضرار در صدر اسلام به کار گرفتند با روش مسجد ضرار سازان اخیر بر دقّت نظر رهبری معظممان اذعان خواهیم کرد.
که چگونه آنانی که در دوران دولت خاتمی سخن از به موزه رفتن افکار امام خمینی داشتند با حاکم شدن مجدد افکار امام راحل به برکت دولت نهم برای ترمیم سیاسی خود با نام امام راحل پس از بیست سال غیبت به صحنه آمدند و فریاد خطر انحراف از خط امام در دولت نهم را نعره زدند و تو گویی دولت نهم تنها دشمن خط ناب انقلاب اسلامی است.
مسجد ضرار سازان در ابتدای کار برای وجاهت بخشیدن به کار خویش از ولایت مایه گذاشتند و در سخنان سران آنان هماهنگی با رهبری نظام را در معرفی نامزد مورد نظرشان القاء کردند و مدعی شدند آمده اند گفتمان امام را احیا کنند و متحجران را کنار بزنند.
در پوشش فعالیّت های به ظاهر قانونی انتخابات ، اتاق های جنگ بر علیه نظام اسلامی تشکیل دادند و با آدرس غلط دادن به افکار عمومی ملتهب از جو ساختگی تقلب ، پیاده نظامان ساده لوحی را در کنار جاسوسان حرفه ای و منافقان داخل و خارج به خط کردندوبا هدایت خاندان طلبکار ِ قدرت طلبانی که با انتخاب مردم در دو دورهء ریاست جمهوری آرزوهای شاهانهء شان بر باد رفته بود آتشفشان های فتنه را شعله ور کردند و اگر هدایت و رهبری ولی امر مان نبود و اگر درایت اکثریت قاطع مردم قدرشناس و ولایت مدارمان نبود سرنوشتی بسیار تباه تر از گرجستان بحران زده و افغانستان و عراق داشتیم. ولی نباید فراموش کنیم که بانیان مسجد ضرار که حتی تا سوء استفاده از حریم پاک نماز جمعه پیش رفتند هنوز عبدالله بن ابی وار در کنار مان و حتی در ظاهر خودی ها و حامیان ولایت به سر می برند و این همانی است که رهبر ی نظام اسلامی در دیدار اخیرشان با دانشجویان تأکید داشتند که روش و دسیسه ها و مصادیق مسجد ضرار را خود بیابید.
اگر پیامبر رحمت و رأفت آنروز ذره ای مماشات نسبت به مسجد ضرار به خرج ندادند سخن از رأفت به خرج دادن نسبت به احزاب و خاندانی که مستقیم عهده دار این خسارت به نظام اسلامیمان بودند یا از سر ساده لوحی است یا باز هم از همان بهانه های عبدالله بن ابی ها می باشد.
صرفا ً برخورد با افراد بازی خورده و دون پایه به جای بر خورد با متهمین ردیف اوّل که آزادانه وقاحت را به جایی رسانده اند که حتی از رییس جمهور محترم شکایت می کنند و اجازهء فعالیت دادن به احزابی چون«کارگزاران » ، « مشارکت» ،« مجاهدین انقلاب » ،« روحانیون مبارز » و ... با مسجد ضرار سوزی سازگار نیست .
و بر اهل ایمان و خرد است که از یک جا چند بار ضربه نخورند.
والسلام
مسعود شفیعی کیا
ماه مبارک رمضان 1430
7/6/88
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای اطلاع بیشتر از حکایت مسجد ضرار
ر.ک به کتاب فروغ ابدیت /حضرت آیت الله سبحانی

