سبکباران خرامیدند و رفتند! مرا بیچاره نامیدند و رفتند!

من یادگار سرای شرافتم
جامانده ای زبهار شهادتم
سربسته من غزلی حیدری دلم
فالجمله مست امام و ولایتم
(برادر صالحی حاجی آبادی )
سبکباران خرامیدند و رفتند! مرا بیچاره نامیدند و رفتند!

من یادگار سرای شرافتم
جامانده ای زبهار شهادتم
سربسته من غزلی حیدری دلم
فالجمله مست امام و ولایتم
(برادر صالحی حاجی آبادی )
یاحسین ، یا حسین ( علیه السلام ) !
کجا بودند وقتی که جنگ بود؟!
عرصه بر شیران عالم تنگ بود.


رهبر معظم انقلاب اسلامی در
نخستین ساعات جنگ تحمیلی همراه
شهید چمران خدمت حضرت امام خمینی
می رسند و از ایشان می خواهند تا که
به ایشان اجازهء حضور در جبهه ها را بدهد.
با اجازهء امام راحل آقا و شهید چمران
اساس گروههای چریکی < جنگ های نامنظم >
را درخوزستان بنیانگذاری می کنند.
و معظم له با حضور شجاعانه در خطوط
مقدم و حتی درگیری های تن به تن
با دشمنان به خصوص در اولین آزادسازی
< سوسنگرد> برگ زرینی در تاریخ روحانیت
شیعه می شود.
و حضور بی پروای این نمایندهء حضرت امام
در شورای عالی دفاع آنقدر برای امام راحل نگران
کننده است که ایشان حکم به منع حضور معظم له
در جبهه ها می نماید.

شهید «حاج محسن دین شعاری»
فرماندهء گردان تخریب لشگر ۲۷ محمد رسول الله صل الله علیه وآله
شایسته ات نبود که تسلیم نان شوی.
غرق سکوت شهر ، اسیر گمان شوی .
مانند آسمان خدا ، بی کران شوی.
کوه از نگاه شعله ورت خوب خوانده بود.
ماندی به این امید که آتشفشان شوی.
شایسته ات نبود بمانی کبوترم!
تا هم پیاله با نفس کرکسان شوی.
دریا شدی ، ستاره شدی ، آسمان شدی.
جان دادی ای پرنده که تا جمله جان شوی.
اینجا نبود عرصهء روح رهای تو .
رفتی که در هوای جنون لا مکان شوی.
رخصت بده دوباره که ای شعلهء مدام.
مضمون آتشین غزل هایمان شوی.
(مرحوم سید حسن حسینی)
بی عشق خمینی و خامنه ای
نتوان عاشق مهدی شد.

حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای :
انسانهاى پاك امتحان مىشوند؛ در كورههاى آزمايش وارد مىشوند و سربلند
بيرون مىآيند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(عج الله فرجه)
روز به روز نزديكتر مىشود؛ اين، آن اميد بزرگ است؛
لذا روز نيمهى شعبان، روز عيد بزرگ است.
(سخنرانى در اجتماع بزرگ مردم قم، در سالروز ميلاد حضرت مهدى (عج) ۳۰/۱۱/۷۰)

به یاد شهید<سرتیپ لشگری>؛
۱۸ سال اسارت و دوری از کشور
ودر چنگال پست ترین های
روزگار بودن.
فقط در گفتن و نوشتن ساده است.
آری!اگر لشگری به مانند بسیاری از
ما ،افراد روزمرده تن به دنیا می داد
آیا چنین مرارتی می کشید؟!
در همان روزهای نخست اسارتش
رژیم بعث عراق که متوجه جایگاهش
در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی
شده بودبه وی پیشنهاد پناهندگی در یکی از
کشورهای اروپایی و انتقال خانواده اش
به آنجا را داد.
ودر عوض از وی خواستند که فقط در
ازای آن در مصاحبه ای مطبوعاتی بگوید،
که شروع کنندهء جنگ ایران است .
ولی وی با نپذیرفتنش سال ها بدون
آمار در شرایط بسیار سخت و شکنجه
آلود سیاه چال های دژخیم بغداد و
سلول های انفرادی بسر برد و بیش از
ده سال نیز پس از تبادل اسیران در
آن سرزمین غربت ماندو هم نالهء مولایش
موسی بن جعفر(علیه السلام ) شد.
و چه مزدی بالاتر از آنکه در زمان
حیات جهادیش با دو ولی زمان ؛حضرت
امام خمینی و آیت الله العظمی خامنه ای
بیعت بست و در زمانهء فتنه آلودی
که طلبکاران پر ادعای همیشگی نظام
همواره باری بر نظام و رهبری آن
هستند بارخود را بست و به
دیگر شهیدان ملحق شد.
هدیه به روح شریفش صلوات.

بسم رب الشهداء
اولین شهید روحانی جنگ تحمیلی!
...در ما بین صحبت هایش تکاوری گستاخانه گفت:
<حاجی همه اینها شعاره ما عمل ندیدیم.>
همراهان شیخ خواستند که با وی برخورد ...
![]()
بیرق امام حسین (علیه السلام) پرچم ملی ایران!
...هرکسی با هر زبانی می خواست به او حالی کند که : " بابا! به پیر به پیغمبر این پرچم ایران نیست!" ولی تو کتش نمی رفت که نمی رفت وبا تکان دادن سرودستش هی می گفت:"قدغن!قدغن!"یکی از بچه ها دوید یک...
![]()
مانده تنها چفیه ای پیش علی.
پر شده از اشک غم ریش علی.
او سپهسالار این قوم است و بس.
ای خدا یا سیدا! به فریاد رس.
چفیه تنها پیش او جا مانده است.
از زلال اشک او وا مانده است.
چفیه ها از ما غریبی می کنند.
با شهیدان دل فریبی می کنند.
چفیه یعنی یک نیستان انتظار
چفیه یعنی پشت تل انفجار
چفیه ها با ذکر یازهرا خوشند.
چفیه ها رفتند و دل ها خاموشند.
*****
چفیه یعنی دل صداقت نور دین
معرفت ایمان صفا عشق و یقین
چفیه ها را می پرستان برده اند.
از سر جام خدا می خورده اند.
چفیه را سنگر نشینان دیده اند.
چفیه را گلها به خود پیچیده اند.
چفیه یعنی سفره نان شهید
چفیه یعنی نوگلان رو سپید
جای پای عارفان نتوان نشست.
این چنین راحت نباید چفیه بست.
برادر محسن صالحی حاجی ابادی
![]()
![]()
بسم رب الشهدا
هدیه نیمه شعبان ازطرف صاحب الامر (علیه السلام)
صبح نیمه شعبان بعد از نماز صبح زیارت عاشورائی با سوزو اشک فراوان خوانده شده بود. همه بچه ها کلافه بودند. انگار راستی راستی باید جمع می کردند و می رفتند. گویا ان ها که بخش نامه صادر می کنند دل ندارند! ولی کاری نمی شد کرد . مدت زیادی بود که در محور"شرهانی" 1 شهید پیدا نشده بود و برای همین نیز گروه تفحص شهدای لشگر 14 امام حسین علیه السلام فرا خوانده شده بود."شهید غلامی" مسئول گروه تفحص که در چهره اش می شد غم و اندوه را یافت. رو به بچه ها کردو گفت:
"برید از شهدا برای خودتون یک یادگاری بردارید که داریم می ریم!"
سپس هر کس در گوشه ای مشغول بود . شال های سیاه بسیجی ها ی "عملیات محرم"2 که در ان دشت پرشقایق پراکنده بود می توانست بهترین سوغات ان مشهد گلگون باشد.شهید غلامی خیلی دور شده و به نزدیکی تپه 157 رفته بود. سکوت حزن انگیز ونفس گیری منطقه را فرا گرفته بود. هر کس در کنجی نجوائی داشت و مدتی نیز به همین صورت گذشت.
اما در ان سکوت فریاد ممتد و ناگهانی "یاصاحب الزمان" و " یا مهدی" شهید غلامی بسیار شگفت اور بود!مگر چه شده است؟! همگی به سمت شهید غلامی شتافتند. او دو زانو به روی زمین نشسته بود و به نقطه ای خیره مانده بود . همه نزدیک شدند و به نقطه ای که ایشان می نگریست نگاه کردند. گل شقایقی بود ولی در امتداد ساقه اش ...
اری! جمجمه شهیدی بر چشمان همه بارقه امید نشاند. غلامی لب به سخن گشود:"پیش خودم گفتم برای یادگاری یکی از شقایق ها را ببرم و ناخوداگاه در میان این همه شقایق به کنار این گل کشیده شدم!" بچه ها با اشتیاق و خوشحال جسم پاک ان شهید را خارج کردند و مصرانه به دنبال پلاک و یا اوراق شناسایی وی گشتند. خوشبختانه شهید دارای هویت شناسایی بودو انچه که شگفت انگیزتر بود و عنایات مهدویه را اشکارتر می کرد .مشخصات ویژه ان شهید بود."مهدی منتظر قائم" که بسیجی اعزامی از شهرستانی از اصفهان بود.- به گمانم از خمینی شهر بود- .
به برکت همین شهید که با هدایت سر انگشتان مهدی فاطمه ارواحنا فداهما خود را نشان داده بود. جریان تفحص در محور شرهانی نه تنها که تعطیل نشد بلکه سالیانی به همت برادران تفحص لشگر امام حسین علیه السلام ادامه یافت و پیکر مطهر صدها شهید از انجا به اغوش ملت شهید پرورمان بازگشت. یاد و خاطره سهدای عملیات محرم و سردار گروه تفحص لشگر امام حسین علیه السلام " شهید غلامی" گرامی باد.
1- "شرهانی" منطقه ای در استان ایلام و در شمال فکه که محور هجوم صدام به ایران اسلامی و شاهد شهادت های بسیاری بوده که "عملیات محرم" برجسته ترین انها بود.
2-"عملیات محرم" سلسله عملیات تنبیه متجاوز که بعد از فتح خرمشهر صورت گرفت. و در ارتفاعات اشغالی "حمرین" و"شرهانی" در ماه محرم سال1361با رمز یا زینب انجام شد.(10/8/61)
![]()
![]()
![]()
شهیدوزواائی و شهید موحددانش(فرماندهان لشگر۱۰ سیدالشهدا علیه السلام )
"بازی دراز"
بسم رب الشهدا
در جبهه ها مهدی(علیه السلام) علم دار است.
به هر ترتیب در فتح این ارتفاع حاج محسن با اندک یاران باقی مانده اش حدود 350 تن از نیروهای گردان کماندویی ارتش بعث را به اسارت گرفتند. در حین تخلیه اسرا به پشت جبهه یکی از فرماندهان دشمن مصرانه تقاضای ملاقات با فرمانده نیروهای ایرانی را داشت. دوستان محسن به دلیل رعایت مسائل امنیتی شخصی غیر از او را به ان افسر بعثی به عنوان فرمانده خود معرفی کردند. اما... بعثی اسیر ناباورانه و با قاطعیت گفت:"نه ! فرمانده شما این نیست." از وی سوال شد:"مگر تو فرمانده ما را دیده ای که اینگونه قاطعانه سخن می گوئی؟!"او گفت:" اری! او هنگام یورش شما به ما سوار بر اسب سفید پیشاپیش شما حرکت می کرد و ما هرچه به طرفش شلیک کردیم به او کارگر نمی شد. ومن او را می خواهم ببینم." محسن وزوائی که در ان جمع بوده ناگاه زانوهایش سست شد و بر زمین نشست و ...این واقعه نخستین جلوه امداد غیبی بود که از اغاز جنگ این گونه تجلی داشت. برادر محسن در مصاحبه ای تلویزیونی به این ماجرا به عنوان عنایت ائمه هدی (علیهم السلام) به رزمندگان اسلام اشاره کرد. و در مقابل بلافاصله سلف مدعیان خردگرائی و رئیس جمهور لیبرال دمکرات کشورمان یعنی بنی صدر خائن عاجزانه دست به قلم شد و عاجزانه دست به قلم شد و در ستون " کارنامه رئیس جمهور" روزنامه انقلاب اسلامی – که نشریه ای ضد انقلاب و متعلق به خودش بود.- ضمن استهزا عنایات غیبی رذیلانه نوشت:" این پاسدارها برای تضعیف موقعیت من این حرف ها را می زنند...اگر اسب سفید در کار است. چرا به جنوب نیامده و فقط به غرب رفته است؟!"
غافل از اینکه دوزخیان از درک این عنایات عاجزند و بهشتیان را به این حریم راه است وبه همین دلیل شهید مظلوم حضرت ایت الله بهشتی(ره)در همان اوان فرمودند
:"مدعیان عرفان بدانند که خانقاه عرفان ما بازی دراز است."
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------1- فرمانده شهید"علی موحد دانش" از فرماندهان لشگر 10 سیدالشهداعلیه السلام واز معدود فرماندهان موسس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
2- تیپ 10 سیدالشهدا علیه السلام که بعد به شکل لشگر سازمان یافت از لشگرهای بزرگ و فاتح سپاه در جنگ تحمیلی است که بدنه اصلی ان بیش تر از رزمندگان بسیجی تهران و کرج و قزوین شکل یافته بود.
لبخند مجاهدانه دیروز تو امروز میرکاوا را در جنوب لبنان بازیچه دست حزب الله کرد.
![]()