بسم رب الشهدا والصدیقین
ریشه های فروپاشی اقتصاد لیبرال دمکراسی
گسست اقتصاد لیبرالیستی از مبدا هستی و رازق مطلق موجب فروپاشی این اقتصاد حبابی و مایه نابودی و اضمحلال ان شده است.
این معضل نیز ریشه در مبانی و جهان بینی مکتب "لیبرال دمکراسی" دارد که به جای نظر بر اسمان و مکتب وحی به تمام پدیده هایی که به انسان ارتباط دارند مانند فرهنگ و سیاست و اقتصاد منحصرا" به دید زمینی می نگرد واز پروردگاری و ربوبیت خداوند غافل است. متاسفانه این بیماری به دلیل وابستگی محافل دانشگاهی به مکتب لیبرال دمکراسی و مطلق انگاری اموزه های سکولار غربی در بین اکثر فرهیختگان کشورهای اسلامی و فقدان دید انتقادی در اکثر دانش پژوهان ان و از طرفی هم محجور ماندن معارف مترقی اسلامی در این محافل کارگزار پرور به یک بیماری همه گیر و معضل جهانی تبدیل شده است.
بنابر این ایدئولوزی ول انگار همه پدیده های مالی و اقتصادی با چرتکه محاسبات ظاهری و مادی محاسبه می شوند. مثلا" حذف ربا از ساختار بانک بک ضرر و امر ناشدنی است و یا کمک به محرومان و مستضعفان هزینه محسوب شده و حتما" باید با توجیهاتی مانند تبلیغ برای بنگاه و یا افزایش بهره وری سود ده بودن این کارهای هزینه بر ثابت شود . غافل ازاینکه رازق خداست و روزی خدا "لا یحتسب" است . و قابل محاسبه با ابزار و معادلات حسابگرایانه نمی باشد.
دو دوتا بسیار بیش از چهارتا!
همیشه دو دوتا چهارتا نیست. و در بسیاری از اوقات یک با یک هم برابر نیست. خداوند متعال در قران حکیم می فرماید:
" و ما اتیتم من ربا لیربوا فی اموال الناس فلا یربوا عندالله و ما اتیتم من زکوه تریدون وجه الله فاولئک هم المضعفون." الروم 39
ان چیزی که با ربا در اموال مردم بر اموال خود می افزایید نزد خدا سود و زیادی در اموالتان نیست. ولی انچه که از اموالتان صدقه می دهید برای رضای خدا پس این دارایی را زیاد کرده اید.
این قانون خداوند با محاسبات ومعادلات حسابداری ما قابل تحلیل نیست. در مکاتب سرمایه داری که با همه گیر کردن فرهنگ خود ما مسلمانان را نیز از این حقایق غافل کرده اند. هیچگاه نمی توانند بفهمند که چگونه صدقه دادن به مستحقان که به زعم انان هزینه بدون بازگشت حساب می اید به سود و بهره تبدیل خواهد شد.در صورتی که امیرمومنان (علیه السلام) می فرمایند:
"با صدقه دادن از اسمان روزی را نازل کنید."(1)
"هرگاه ورشکسته و نادار شدید. با صدقه دادن با خدا تجارت (پرسود) کنید." (2)
به فرموده امام صادق (علیه السلام): "الصدقه تقضی الدین و تخلف بالبرکه."
صدقه دین و قرض انسان را پرداخت می کند و ثمره اش برکت و دارایی است. (3)
از این دست اموزه ها در متون اصیل دین کم نیست. که به طورکلی بر روزی دهنده ای خارج از چهارچوب متصور بشر اشاره دارد. به فرموده خداوند منان :
"قل ان ربی یبسط الرزق لمن یشا و یقدر و لکن اکثر الناس لایعلمون."سبا36
ای پیامبر!بگو که پروردگارم روزی را برای هر کس که بخواهد می گستراند و تقدیر می کند ولی بیشتر مردم نمی دانند.
بنابر روایات زیادی از ائمه اطهار (علیهم السلام)خداوند روزی مخلوقات را به حیله و تدبیر انان مشروط نکرده است.به عنوان نمونه بنابر فرمایش امیرمومنان (علیه السلام) :
"اگر سبب رسیدن روزی ها خرد و عقل های مخلوقات بود بنابراین چهارپایان و احمق ها نباید زنده بمانند."(4)
بلکه روزی را وابسته به تلاش هوشمندانه و کسب حلال دانسته است. بدین معنا که مثلا" بامحاسبات مادی و حیله های بشری چگونه ممکن است که امور خیریه و پرداخت واجبات مالی چون خمس و زکات بر دارایی ها بیافزاید؟!در صورتی که در عالم واقع وبه سند معارف دینی ما برکت و ازدیاد مال در همین امور نهفته است. که حیله و تدبیر بشری از درک ان عاجز است.
انسان مادی که امروز مکتب لیبرال دمکراسی نماد ان است. روزی و درامد را در فرمول های پیچیده ولی گسسته شده از عالم غیب جستجو می کند. اگر چه "تقدیر در معیشت" از دستورات رهبران معصوم دینمان است. ولی امروز ما شاهدیم که به جای تقدیر در معیشت که در متن خود عدالت و توازن را همراه دارد. "تبذیر در معیشت" در جهت رشد و توسعه بادکنکی مورد توجه و هدف اصلی بشر شده است. که سود خود را فقط در تولید و تولید را نیز در گرو ایجاد بازار و تقاضای کاذب می بیند. که در این چرخه غیر واقعی همانطور که شاهدیم اگر بازار ظرفیت خود را از دست بدهد و یا تقاضا به دلایلی مختلف حقیقی شود فروپاشی و اضمحلال کوههای مالی و بنگاههای اقتصادی به ظاهر فربه و قدرتمند را به نظاره می نشینیم واین همان بلایی است که امروز در اردوگاه لیبرال دمکراسی در حال وقوع است.
قیمت گذاری بر اساس اقتصاد بازار مساوی با سود حرام؟!
در اموزه های دینی ما اقتصاد بر پایه بازار انچنان که بعضی وانمود می کنند مطلوب نمی باشد.و حتی قیمت گذاری بر اساس بازار و تقاضا امری ناپسند و در امد ان درامدی حرام و نا مشروع است.که حکایت کارگزار حضرت امام صادق (علیه السلام)که به نمایندگی از حضرت به مصر برای تجارت رفت فراتر از یک داستان مبنای فقهی و حقوق تجارت اسلامی است.
کارگزار امام (علیه السلام) "مصادف" به امرامام با هزار درهم کالای مورد نیاز مصریان را از مدینه تهیه کرد و با همراهان به سوی مصر حرکت کرد . ولی در بین راه با افرادی برخوردند که از مصر باز می گشتند. در پرس و جو از انان متوجه شدند که کالای انان در مصر کمیاب شده و تقاضا برای ان نیز بالا رفته است. مصادف با دیگر بازرگانان هم قسم شدند که ان کالا را به کمتر از دو برابر (صددرصد) قیمت متاع خود نفروشند.
وقتی مصادف با ان سود سرشار خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید و ماجرا را برای امام توضیح داد پیشوای ششم ما فرمودند:
"سبحان الله! شما همچو کاری کردید؟! قسم خوردید که در میان مردمی مسلمان بازار سیاه درست کنید؟! قسم خوردید که به کمتر از سود خالص مساوی اصل سرمایه نفروشید؟! نه! همچو تجارت و سودی را هرگز من نمی خواهم."
سپس امام یکی از دو کیسه را برداشت و فرمود:"این سرمایه من ."و به ان یکی دیگر دست نزد و فرمود :"من به ان کاری ندارم." انگاه فرمود:
"ای مصادف! شمشیر زدن از کسب حلال اسانتر است."(5)
به رغم اینگونه تصریحات دینی متاسفانه نظام قیمت گذاری بر کالا و خدمات حتی در کشور شیعی ما بر اساس تقاضای بازار است نه بر اساس قیمت تمام شده و سودی منصفانه و اتفاقا" "اقتصاد خردی" که مدیران و کارگزاران اقتصادی جمهوری اسلامی بر اساس ان مدیریت اموخته و یا برنامه ریزی می کنند متاسفانه مبنای ان بر پایه اموزه های مترقی اسلامی نیست بلکه بر اساس اقتصاد بازار است که کمترین بازخورد این نوع اقتصاد ظلم و اجحاف به مصرف کننده و فربه و باد شدن سرمایه داران و سهامداران عمده بنگاههای اقتصادی است. و همانطور که پیامبر اعظم (صل اللله علیه واله) تصریح فرموده اند:
الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم
ملک و قدرت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم دوام نخواهد داشت.
پیشامد در حال وقوع و ریزش کنگره های کاخ سرمایه داری بنابر این واقعیت مسئله ای پیش بینی نشده نمی دانیم چراکه سرمایه ای که سال ها از استثمار کشورهای ثروتمند ولی مستضعف گرد امده باشد چون کاخی است بر دهانه اتشفشان. دهها سال ظلم و جفا به کشورهای صادر کننده انرژی و مواداولیه و با قیمت ناچیز سرمایه غیرقابل بازگشت انانرا به یغما بردن و فقر و عقب افتادگی برای انان به ارمغان اوردن وبا بورس بازی برای مواد صادراتی انان قیمت کاذب درست کردن و در عوض با ایجاد بحران در بازار مواد غذایی و چندین برابر قیمت تمام شده عرضه محصولات تبدیلی خود به کشورهای عقب نگه داشته شده. ظلم هایی است که برج های شیشه ای انانرا لرزان ومضمحل ساخته است.
افول سرمایه داری و پیوستن ان به مارکسیسم:
البته سراسیمه گی اقتصاددانان غربزده داخلی که بعضا" نظرات انان از رسانه ملی بازتاب پیدا می کند در هراس از اقتصاد اشتراکی مارکسیسم در افول اقتصاد سرمایه داری هیچ جایگاهی ندارد. چراکه نفی اقتصاد کاپیتالیستی سرمایه داری لزوما" اثبات اقتصاد دفن شده و پوسیده مارکسیسمی نیست و یادمان نرفته که انقلاب اسلامی ایران با شعار"نه شرقی نه غربی"به کارزار مکاتب حاکم بر عالم امده و حال نیز بعد از فروپاشی شوروی امروز شاهد فروپاشی لیبرال دمکراسی است.و همانطور که پیش درامد اضمحلال سیاسی مارکسیسم و کمونیسم از بحران های اقتصادی اغاز شد. ریزش هیمنه دروغین سرمایه داری کلیدش خورده است.
اینده از ان مکتب عدالت محور اسلام:
امروز سردمداران غرب و همراهان شرقی شان از سر تعصب و برای حفظ حیثیت بربادرفته لیبرال دمکراسی به تزریق بودجه های سنگین دوازده و سیزده رقمی به بدنه بیمار اقتصاد خود می پردازند. که اگر این بودجه را به اقتصاد خاکستر شده مارکسیسم نیز تزریق می کردند. ان را می توانستند سر پا نگه دارند. غافل از اینکه این نوش دارو دردی را دوا نخواهد کردو این بودجه های کلان که حاصل تضییع حقوق بسیاری است قادر نخواهد بود بنگاهها و بانک های صهیونیسمی را از سرازیری نابودی نجات دهد.
و این فرصتی است برای نخبگان جمهوری اسلامی ایران که به فرموده رهبر معظم انقلاب به جنبش نرم افزاری و تولید علم بومی در گستره اقتصاد اسلامی بپردازند. و با توجه به معارف عمیق دینی که اشاره ای بسیار ناچیز بدان کردیم به مهندسی بانکداری و اقتصاد ناب اسلامی همت گمارند.
و نباید در این زمینه به جایگزینی برخی از نمایه های اقتصاد اسلامی با اقتصاد لیبرالیستی بسنده کنیم. ومثلا" مثل الان فقط به اینکه در بانکداری به جای ربا سود سرمایه گذاری را جایگزین کرده ایم و بانک را متصدی امور اقتصادی نموده ایم. اکتفا نکنیم. بلکه به نو سازی و مهندسی ریشه ای با بازبینی کاربردی در فقه ناب اهل بیت (علیهم السلام) این بنا را بر اساس معارف ناب اسلامی قرانی پایه گذاریم.و با نگاه جدی به عالم غیب و اعتقاد و اعتماد به بشارت های خداوند مثل ازدیاد در دارایی کسی که بدون بهره وام و قرض الحسنه می دهد:
ان المصدقین و المصدقات و اقرضوا الله قرضا" حسنا" یضاعف لهم و لهم اجر کریم.(الحدید18)
مردان و زنان صدقه دهنده و قرض دهنده به خدا - قرضی نیکو - خداوند دارایی انان را زیاد کرده و برای انان پاداشی بزرگ قرار داده است. (6)
این رسالت تاریخی خود را به بهترین وجه ایفا کنیم. ونباید در محاسبات کمی محدود شویم بلکه با کیفی نگریستن به مقوله اقتصاد و باور به برکات الهی و جدی گرفتن تاثیر فرهنگ و اخلاق دینی مردم در جلب برکات و ازدیاد ارزاق و افزایش بهره وری طرحی نو در اندازیم و این شدنی است . چرا که اوج این اقتصاد عدالت محور توحیدی در هنگام ظهور حضرت بقیه الله ارواحنافداه تبلور می یابد تا جایی که به فرموده حضرت امام صادق (علیه السلام) در ان دولت کریمه سود گرفتن در تجارت نیز ربا حساب می اید و انقدر مهرورزی در بین مومنان حاکم می شود که سود کاسبی نیز گناه شمرده می شود.(7) چراکه عقل های تکامل یافته ان زمان روزی را و سود را فقط از خدا می دانند.
ونرئه قریبا" ان شاالله
مسعود شفیعی کیا.
------------------------------------------------
(1)بحارالانوارج78-ص68
(2)نهج البلاغه حکمت258
(3)بحارالانوارج96ص134
(4)امیرالمومنین علیه السلام :
لو جرت الارزاق بالالباب و العقول لم تعش البهائم و الحمقی . الغررالحکم.7607
(5)بحارالانوار ج11ص121(داستان راستان ج1ص141/شهید استاد مطهری)
(6)همینطور در ایات مبارکه:المائده12- الحدید11- التغابن17- المزمل20.
(7)من لایحضره الفقیه ج3ص312-التهذیب ج7ص178- وسائل الشیعه ج12ص294.